
|
تاريخ خبر: بررسي راهكارهاي حفظ جنگلهاي موجود (1) جنگلها، شايسته حفاظت
![]() |
|
درست 8 سال پيش دو طرح به تصويب رسيد كه براساس آن هرگونه واگذاري جنگل ممنوع اعلام شد. براساس بند 3 مصوبه مرداد سال 80 با موضوع «سياستهاي درست در مورد صيانت از جنگلهاي شمال»، صدور تمامي مجوزهايي كه كاهش مساحت جنگلهاي شمال را به دنبال داشت، ممنوع شد. 2سال بعد، مصوبهاي ديگر تحت عنوان «برنامه جامع صيانت از جنگلهاي شمال» در شهريور سال 82 به تصويب رسيد و بار ديگر بر جلوگيري از تغيير كاربري و واگذاري اراضي جنگلهاي شمال تاكيد شده است. اين همه جداي از قوانين حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها و مراتع است كه به صراحت واگذاري اراضي جنگلي را ممنوع اعلام كرده است. اما پس از اين مصوبهها طرح بوستان خانواده اجرا شد و سپس طرح باغشهر و امروز گواه طرح «افزايش بهرهوري از جنگلها» هستيم كه درست در برابر مصوبههاي سالهاي 80 و 82 است و در صورت تصويب در مجلس تا ارتفاع 2000 متري، 2 هكتار جنگل به متقاضيان واگذار ميشود. برخي از كارشناسان ميگويند در طرح آمده: «به منظور حفظ اراضي ملي و جلوگيري از تجاور به اراضي»؛ ولي حقيقت آن است كه ماده هشت اين طرح از دست دادن اراضيست و تجاوز به اراضي. دكتر شامخي، رئيس هيئت مديره انجمن علمي جنگلباني در برابر اين پرسش كه طرح صيانت آيا در برابر طرحهاي اين چنيني قرار ندارد، به روزنامه اطلاعات ميگويد: طرح صيانت در حفظ جنگلها موثر بود و بر واردات چوب به هدف جلوگيري از نابودي جنگلهاي كشور تاكيد داشت. در ضمن در طرح صيانت آمده بود كه دامها را از جنگلها خارج كنند كه متاسفانه 20 تا 30 درصد دامها خارج شدند؛ ولي در مجموع و در ذات خود «صيانت» طرح موثري بود؛ و البته در تناقض با طرحهايي مانند طرح طوبي و باغشهر و بوستان خانواده قرار دارد. جنگل فروتن جنگل تعديل هوا ميكند و فراهم آور مواد اوليه فرآوردههاي صنعتي، ساختماني و پزشكي است و از همه مهمتر راهبان و نگهدارنده خاك است، از سيل و پيامدهاي برآمده از آن پيشگيري ميكند و در مجموع شرايط مساعدي براي زندگي انسان فراهم ميآورد. اگر درختان جنگلي در حجم وسيعي قطع شوند، از تعريق گياهان كاسته ميشود كه خود اين امر به كاهش بارندگي، خشك شدن خاك و گسترش بيابان ميانجامد. دركشور ما روند تخريب جنگلها با شدت زيادي ادامه دارد، به گونهاي كه در حال حاضر سالانه چهار درصد جنگلهاي كشور نابود ميشود و طي چهل سال گذشته، سي درصد جنگلهاي ما از بين رفته است. سالانه ميليونها متر مكعب از ذخيره چوب و منابع ملي كشور كه به راحتي قابل تجديد نيست، برداشت ميشود. و به اين مسئله آتشسوزي را هم بايد افزود كه به تخريب بيشتر جنگلها ميانجامد. هيچ گماني در اين نيست كه لازمه پيشرفت و تحول كشور، استفاده بهتر از داشتههاي خود است و در اين مسير، بهرهگيري از منابع، جايگاه ويژهاي دارد. بنابراين بهرهوري، تعريف تفسيرياش ميتواند استفاده بيشترين از امكانات كمترين براي بهبودي زندگي انساني ، باشد. ولي در كشور ما با منابع گسترده طبيعياش، ميزان بهرهوري در اندازه مورد پسندي نيست و اين روند با جمعيت فزون يابنده كه كار و غذا ميخواهند، از بنيان توجيهاي ندارد و فرجاماش گرانتر شدن بيش از پيش توليد و غذا خواهد بود. جنگلهاي شمال تنها باقي مانده نسل دوره سوم زمينشناسيست؛ اين جنگلها و نيز منابع طبيعي ديگر از ارزشمندترين داراييهاي يك كشور هستند و پشتوانهاي براي جامعه و مردم. اما چرا بهرهوري ما از آنها نزديكياي با استانداردهاي روز جهاني ندارد و گاه زير نام بهرهوري منابع، منابع را تخريب ميكنيم. ما در سال 400 ميليارد متر مكعب باران داريم و 270 ميليارد مترمكعب آن (تقريباً 3/2) از دست ميرود. ما به آساني آب باران، جنگلهاي خود را نيز از دست ميدهيم. وضعيت جنگل هشتاد سال پيش ما 18 ميليون هكتار جنگل داشتيم، حال چند هكتار داريم؟ برخلاف زمين بارور كه وقتي به كوير سترون بدل ميشود، ديگر قابل بازگشت به وضع پيشين نيست. جنگلها اگرچه به سختي، هم قابليت حفاظت دارند، هم قابليت افزايش. ما كه ميراثدار خوبي نبوديم، چه خوب است در تكاپوي حفظ آنچه به جا مانده باشيم. نمودارها و برآيندها نشانگر آن است كه برنامههاي ما در حفظ جنگلها به گونهاي بايسته و شايسته موفق نبوده است. شايد يكي از علل اين ناكامي، بياعتنايي به ديدگاهها و تئوريهاي منتقدان دلسوزي است كه از منظرگاهي بيرون از تنگناي اداره و سازمان مينگرند و مسئولان ميتوانستند و ميتوانند از جمع بند آراي آنان و دادههاي خود به راه سومي برسند كه بيگمان هم جامعتر خواهد بود هم كاملتر. بيشك زراعت چوب و كاشت درختهايي كه مصارف صنعتي دارند ميتواند با تأمين و برآورده ساختن نيازهاي ساختماني و صنعتي، جنگلهاي كشور را دستكم از دستاندازي و دستبرد نجات بخشد. ما ناچاريم بپذيريم كه جنگل، زمينه و بسترگاهي براي فرآورده كشاورزي نيست، و باز مجبوريم نگاه خويش را تغيير دهيم و به منابع پايه طبيعي، رويكردي توليدي نداشته باشيم. سال 46 تا 50 كه منابع طبيعي كشور مانند جنگلها داراي وزارتخانه و تشكيلات جدا بود، تخريب جنگلها روندي رو به پايين داشت، و از همين روست كه از اين چند سال به نام دوره 4 ساله درخشان نام برده ميشود، ولي زماني كه وزارت جهادكشاورزي، منابعطبيعي را به دست گرفت و به جنگل همچو گاو شيرده نگريست، روند تخريب جنگلها مسير رو به بالا پيمود و اين پيمايش همچنان ادامه دارد و سيگنالهاي خطر همچنان روشن است. اگر ما اكنون 100 ميليون هكتار جنگل داشتيم باز بايد روند بهرهبرداري از آن متوقف ميشد، و حالا كه از آن همه، بخش اندكي باقي مانده، بهرهوري از جنگل هيچ دليل موجهاي نميتواند داشته باشد. جنگل تهي از درخت مهندس مصطفي خوشنويس، عضو هيأت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع درباره بهرهبرداري بيسامان از جنگل به روزنامه اطلاعات ميگويد: اگر بهرهبرداري از جنگل بيش از اندازه باشد و رعايت حريم سبز جنگل را نكنيم، پس از مدتي تنها جنگلي باقي ميماند با درختاني كهنسال كه چوبشان مصرف صنعتي ندارد. جنگل به مثابه كارخانه توليد چوب است، هرگز امكان ندارد بيش از توليد كارخانه، چوب مصرف كرد، پس چگونه در مصرف چوب جنگل اين اجازه را به خود ميدهيم. خوشنويس ميافزايد: اسناد تاريخي نشان ميدهد زماني كه آقامحمدخان قاجار از استرآباد فرار ميكند، در حاشيه باريك درياي خزر با سپاه دشمن درگير ميشود. يعني تنها يك نوار باريك ساحلي، جنگل را از دريا جدا ميكرد. اين سند تاريخي نشان ميدهد كه دامنه جنگلهاي هيركاني تا ساحل درياي خزر ادامه داشت، و هم اكنون با وجود جنگل گيسوم و سيسنگان و پارك جنگلي نور ميتوانيم تقريباً موارد نادري از آن حالت جنگلهاي دوره قاجار را ببينيم. ولي در جاهاي ديگر جنگلهاي جلگهاي تهي از درخت شده و تا دامنه كوهها پس رفته و گسترهاش بسيار محدود شده است. وي ادامه مي دهد: گذشته از آمارها و اين كه چه مساحتي از آن جنگل دوره قاجار به جا مانده و به كنار از كميتها، شاهد پايين رفت سطح كيفيت جنگلها هستيم. در حال حاضر با برداشتهاي بيرويه از گوشههاي مختلف، چه قانوني و چه غيرقانوني از ميزان چوبهاي سرپا كاسته شده و بيشتر درختها پيرند و با چوب غيرقابل استفاده، باقي ماندهاند. اما دكتر شافحي نظر ديگري دارد و معتقد است حضور گروه بهرهبرداري در جنگلها هم از حجم تجاوزات روستائيان به جنگل ميكاهد و هم براي رفع نيازشان سهميه اختصاص ميدهد. ولي اگر بهرهبرداري را حذف كنيم خيل عظيم متخصص بهرهبرداري و كاركنان و مديريت اجرايي بيكار خواهند شد و بايد چشم به راه اقدامات غيرقانوني باشيم. از سويي قاچاق چوب هم شدت بيشتري خواهد گرفت، و اينها در مجموع به نفع جنگلها نيست. وي ميافزايد: بهرهبرداري از چوبهاي جنگلها هم طرحاش توسط كارشناسان سازمان جنگلها نوشته ميشود و هم با نظارت اين سازمان انجام ميگيرد و البته مانند هر جاي ديگر ممكن است در اين مورد نيز رگههايي از فساد اداري وجود داشته باشد. شامخي ادامه ميدهد: پيشتر بهرهبرداري در سطح 2 ميليون مترمكعب بود ولي اكنون در 800 هزار مترمكعب انجام ميشود و مسلم است كه بايد رعايت استراحت جنگل را هم كرد. ولي مهندس خوشنويس سير وضعيت جنگلها را درخشان نميبيند و ميگويد: واقعيت اين است كه طي چند دهه از آن زمان تا حال، احوالات جنگلها از خوب به خوبتر تبديل نشده و آن حالت پايدار خوب را هم حفظ نكرده و رو به متوسط گذاشته و برخي به مخروبه تبديل شده است. در جاهايي نيز به جاي راش و بلوط و افرا، درخت زالزالك ميبينيد.يا گونه هورمندي؛ چون خوش رشد است جاي درختهايي با كيفيت چوب عالي را گرفته كه در بخش صنعت خواهان دارد. مهندس خوشنويس درباره اين كه در ارتفاعات بالا مگر امكان ايجاد پارك جنگلي، جنگلكاري و يا زراعت چوب يا درخت ميوهده هست يا نه، ميافزايد: در برخي مناطق مثلاً زيتون يا گردو ميتوان كاشت و يا پارك جنگلي براي جذب گردشگر ايجاد كرد. ولي در هيچ جاي دنيا اين كار را با واگذاري اراضي ملي انجام نميدهند. مثلاً خود من در آلمان پاركهاي جنگلي ديدم كه هزاران نفر از مردم تنها در باريكه راهي 4 متري حق رفت و آمد داشتند و بقيه جنگل دستنخورده و بكر باقي مانده بود و همه اينها با مديريت دولتي انجام ميگرفت، حتي كسي حق برداشتن و حمل يك شاخه خشك به زمين افتاده را نداشت و بايد آن شاخه چوب همان جا ميماند و ميپوسيد و ذراتاش به عنوان كود، به خاك برميگشت. خوشنويس ادامه ميدهد: مسلماً هرجا چه در خارج و چه داخل، اگر بخش خصوصي دست روي منابع ملي بگذارد، در انديشه ارزش افزوده خواهد بود و براي سودآوري دست به تغيير كاربري زمين خواهد زد و اين هيچ معنياي مگر نابودي جنگل و مراتع ندارد. وي بر اين باور است كه با مديريت كارآمد دولتي و با مشاركت مردم روستايي و جنگلنشين هم ميشود جنگل را حفظ كرد و هم به بهرهبرداري درست از آن پرداخت و هم گسترشاش داد. اين كارشناس جنگل با اشتباه خواندن طرح افزايش بهرهوري جنگل ميافزايد: معمولاً طرحهاي اوليه با هدفهاي پسنديدهاي وارد ميدان ميشوند ولي به سبب اجراي نادرست و نظارت ضعيف بر اجرا و ضعف قانون، منجر به نتايج خوبي نميشوند. معمولاً طرحها سفارش به كاشت درختهاي خوش رشد و گسترش فضاي سبز دارند كه به اين طريق از دستاندازي غيرقانوني به جنگلها نيز پيشگيري شود. طرحها ميگويند: درختي بكاريم كه هم جنگل ايجاد كند و هم به بار بنشيند، همه اينها عاليست اگر متقاضي، متخصص اين كار باشد و اگر نيرويي در پشت طرح مستقر باشد كه متقاضي را به عمل درست وادارد. ولي به آساني قابل پيشبيني نيست كه طرح دو هكتاري جديد به سرنوشت طرحهاي پيشين دچار آمده و تحقق اهداف متعالياش تنها روي كاغذ خواهد ماند و آنچه برجا ميماند ويراني بيشتر خواهد بود. مهندس خوشنويس ادامه ميدهد: وقتي در طرح ده هكتاري جنگل، در سال 46 اراضي به فرماندهان نظامي واگذار شد چندان مشكل نبود اگر نتيجه طرح را از پيش شكست خورده اعلام ميكردند. نظاميان و وابستگان رژيم پهلوي نخست همه درختهاي جنگلي را بريدند كه مثلاً به جايش درخت بكارند و آن چوبها را روانه بازار كردند و همه جا را اشباع از چوب، اما به سبب نداشتن كيفيت، چوبها خواستاري پيدا نكرد و روي دست فروشندگان ماند و سرانجام در انبارها پوسيد و از بين رفت، و چون صاحبان چوبها هيچ هزينهاي متحمل نشده بودند و پولي بابت توليد چوب خرج نكرده بودند، ضرري دامنشان را نگرفت و تنها زيان ديده، جنگل بود كه از درخت تهي شد و تنها جلگه به جا ماند.به گفته خوشنويس، عدهاي كه اهل اين كار بودند در اراضي جلگهاي صنوبر كاشتند كه آن هم موفق نبود و صنوبري توليد نشد و بعدها هم برخورد به انقلاب و برخي صاحبان، جنگل را به بهاي بسيار ارزان فروختند و به خارج متواري شدند، عدهاي نيز جنگل را رها كردند و مردم متصرف شدند و بدين ترتيب 6 هزار جنگل جلگهاي نابود شد. علي درويشي codex24x page05 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


